تبلیغات
وبلاگ دانشجویان علوم اجتماعی دانشگاه مازندران - انیشتین و راننده اش

انیشتین و راننده اش

تاریخ:شنبه 22 بهمن 1390-11:31 ق.ظ

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود كمك می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می كرد بلكه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریكه به مباحث انیشتین تسلط پیدا كرده بود! یك روز انیشتین در حالی كه در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت كه خیلی احساس خستگی می كند؟

راننده اش پیشنهاد داد كه آنها جایشان را عوض كنند و او جای انیشتین سخنرانی كند چرا كه انیشتین تنها در یك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی كه سخنرانی داشت كسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول كرد، اما در مورد اینكه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می كند، كمی تردید داشت.

به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد.

دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند كه حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی كه باعث شگفتی حضار شد!

نوع مطلب : متفرقه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
فرهنگ ما
دوشنبه 1 اسفند 1390 06:05 ب.ظ
مطلب بسیار جالبی بود راجع به اینیشتین تا بحال جایی نشنیده بودم
سحر
پنجشنبه 27 بهمن 1390 09:33 ق.ظ
خوب بود ولی عالی نبود
پاسخ مریم پوریزدانی : لطف داری شما.پستای قبلی رو هم یه نگا بنداز
مهسا
یکشنبه 23 بهمن 1390 10:33 ق.ظ
سلام . وب قشنگی دارید.
به ما بچه های برنامه ریزی شهری هم یه سری بزنید.
منتظرمااااا.اگه با تبادل لینک موافقید خبر بدید.
پاسخ مریم پوریزدانی : سلام.ممنون که به ما سر زدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.